بهاین نتیجه رسیدم که پل استر نویسنده محبوب من نیست. بهنظرم معمولی و خستهکننده مینویسد. حرف خاصی برای گفتن ندارد. به معنای واقع کلمه داستان میخوانی و بس. از نظر من قویترین کتابش اوهام بود که آنهم تعریفی نداشت.
مونپالاس از شب پیشگویی هم ضعیفتر بود. مجموعهای از اتفاقات که پشتسر هم رخ میدهند.. یک خط صاف.
داستان درباره پسریست که پدر ندارد و مادرش را در کودکی از دستداده است. تا ابتدای جوانی با دایی نوازنده اش زندگی میکند و بعد از مدتی، وقتی بهدانشگاه میرود، دایی را نیز دستمیدهد. کتاب شرح زندگی پسر است. زندگیی که خاص نیست و هیچ هیجانی هم ندارد و هیچ آدم بهخصوصی که رنگ یا جایپای منحصربهفردی هم داشته باشد، واردش نمیشود. آدمهایی در زندگی پسر میآیند و میروند که هرکدام زندگی خودشان را دارند. مثل افینگ. که همین افینگ و سرگذتش تنها نقطه قوت کتاب است اما زندگی او زندگی خود اوست و گرچه در آخر کتاب با پسر مربوط میشود اما اتفاقاتش مال خود اوست و در مجموع مثل یک وصله به کتاب سنجاق شده است. میشد افینگ هم یک آدم معمولی باشد و بازهم همین وصله ناجور باشد. منظورم این است که زندگی خاص او مال این کتاب نیست و میتوانی جدایش کنی و بازهم داستان را تا آخر با یک خمیازه طولانی بخوانی. حتی زندگی افینگ هم معمولیست. فقط کمی بهتر از بقیه سرنوشتهای کتاب است.
بهنظرم کتاب های معمولی با داستانهای معمولیشان، ارزش نوشته شدن و خواندهشدن ندارند. کتاب باید قدرت اشغال زمان و مکان فکر را داشته باشد.
مونپالاس را میخواندم و آنقدر برایم بیهیجان بود که شب بعد برای پیگیریاش باید فکر میکردم اصل قصه چهبود؟ بقیه زمانها که بهکل از ذهنم میرفت.
در ضمن ترجمه کتاب خوب و روان است.
نام کتاب: مونپالاس
نویسنده: پل استر
مترجم: لیلا نصیریها
نشر:افق
چاپ دوم
قیمت:۵۰۰۰ تومان
Comments (2)
خب , قربون قدت . چرا تا آخر خوندیش ؟ وقت واسه زندگی نامحدوده یا کتاب واسه خوندن کم ؟
ببینم , نکنه کتاب خوندن شده واست یه جور مسابقه که باید حکمن تمومش کنی ؟
نکن , عیبه :))
فروغ:
شما تا به حال کتابی رو که به نظرت خیلی جالب نبوده رو تموم نکردی؟ البته مسلمن دیگه از استر چیزی نخواهم خواند ولی اول اینکه اون موقع کتاب دیگه ای دستم نبود برای خوندن و دوم اینکه بلاخره باید تمومش می کردم. افتضاح نبود که.
Posted by آذر | October 4, 2008 1:42 AM
Posted on October 4, 2008 01:42
خب , قربون قدت . چرا تا آخر خوندیش ؟ وقت واسه زندگی نامحدوده یا کتاب واسه خوندن کم ؟:)
Posted by آذر | October 4, 2008 1:39 AM
Posted on October 4, 2008 01:39